کسی که دانشی را زنده کرد، نمی میرد . [امام علی علیه السلام]
 
جمعه 95 مرداد 15 , ساعت 5:7 صبح

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

  تحقیق بیابان زدایی word دارای 31 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تحقیق بیابان زدایی word   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

 

بخشی از فهرست مطالب پروژه تحقیق بیابان زدایی word

چکیده :  
تعاریف بیابان :  
موقعیت بیابان ها :  
مشخصات بیابان از نظر آب و هوا  
ویژگی های آب وهوایی مناطق بیابانی  
اقلیمهای بیابانی :  
نوسانات آب و هوایی و بیابان زایی  
خاک بیابان  
جانوران و سازگاری آنها به خشکی  
بیابانهای ایران :  
علل پیدایش بیابانهای ایران :  
مشخصات اقلیم بیابانهای ایران :  
رویشهای های کویری :  
بوته ها و علف های شن زارها و مناطق کویری :  
خاکهای مناطق خشک و کویری ایران :  
اشتغال انسانی بیابانها :  
انسان چگونه موجب گسترش بیابانها می‌شود؟  
پیشنهادات :  
منابع :  

بخشی از منابع و مراجع پروژه تحقیق بیابان زدایی word

1- گرنجر ، آلن ،(1374 ) ، »کویر زایی» ترجمه عبدالمجید ، ثامنی ، مرکز نشر دانشگاه شیراز ،

2- فرید ، ی . (1381) ، »بیابان » ، فضای جغرافیایی ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهر، شماره 6

3- درش . ژان ، (1373 ) ،» جغرافیای نواحی خشک ، مترجم شهریار خالدی ، نشر قومس

4- خیام ، م . (1379 ) ، »جزوه درسی مناطق خشک ایران»

5- کردوانی ، پ . (1367) ، « مناطق خشک جلد اول : ویژگیهای اقلیمی ، علل خشکی و مسائل آب« انتشارات دانشگاه تهران

6- کردوانی ، پ . (1368) ، « مناطق خشک جلد دوم : خاکها » انتشارات دانشگاه تهران

 چکیده

بیابانها عمدتا ً در قلمرو بین المدارین و یا برخی از مناطق بری ، آنجا که زمستانهای سرد و تابستانهای گرم دارد گسترش یافته است و حدود یک سوم از خشکیها را اشتغال کرده است و یونسکو وسعت آن را 50 میلیون کیلومتر برآورده کرده است . بیابانهای داخلی در ایران ، در منطقه فلات مرکزی ایران قرار گرفته اند که این منطقه نیمی از مساحت ایران را شامل می شود . این منطققه که در میان رشته کوههای البرز و خراسان و زاگرس واقع گریده است کبیه مناطق کویری و بیابانی ایران را در بر گرفته است

یکی از دغدغه های امروز کشورهای جهان موضوع بیابان زدایی است . توجه به مقوله بیابان زدایی برای کشوری همچون ایران که 43 میلیون هکتار معادل یک چهارم وسعت آن را بیابان فرا گرفته ضرورتی انکار ناپذیر است.حال آنکه 6 میلیون هکتار از این سطح وضعیتی بحرانی دارند و تنها 2 میلیون هکتار آن مهار شده است

تعاریف بیابان

1- بیابان یکی از اکوسیستم‌های اصلی خشکی است که از زمینهای بوته‌زاری تشکیل شده است که در آنها گیاهان بسیار پراکنده‌اند و به‌وسیله خاک لخت و شنی از هم جدا مانده‌اند. بسیاری از بیابانها در مجاورت رشته کوهها واقع هستند

2- بیابان عبارت از فضاهای که انسان در پهن آن حضور ندارد : مناطق قطبی ، کوهستانها ی مرتفع و برخی از جنگل های منطق استوایی را می توان بیابان نامید . با وجود این ، به سبب تغییری که در کاربرد این اصطلاح انجام گرفته است و جانشین ومعادل صحرا گردیده است که معرف فضاهای است که خشکی هوا را لمس کرده و بدون رویش گیاهی و اشتغال انسانی است ( فرید ، بیابان ص 86 – فضای جغرافیایی ، سال دوم شماره 6 ، تابستان 1381)

3- بیابان سرزمین وسیعی است که به خاطر بارندگی سالیانه کم دارای پوشش گیاهی کمی است

4- در ایران قسمت‌های نسبتاً وسیع بیابان که به خاطر کمبود باران و نمکی بودن خاک به کلی بدون پوشش گیاهی است کویر نامیده می‌شود

5- کویر : زمین های گلی و شور و نمک زار را کویر گویند یا کویر زمین گلی که در آن ترکیبات نمکی به مقدار زیاد یا کم وجود دارد گفته می شود . این زمین ها برای زراعت مساعد نیست .(خیام جزو درسی مناطق خشک ایران ، ص 8)

6- در تعیین ویژگی بیابانها دو عنصر بارش ودما نقش اساسی دارد وبیابان با توجه به شرایط پیکر اقلیمی و زیستی به حالت کم آبی و خشکی که علت کاهش پوشش گیاهی ودر نتیجه حیات حیوانی است گویند

7- مناطقی که به سبب کمبود آب وخاک وپوشش گیاهی ناچیز توانایی حفاظت موثر از زمین را در برابر تخریب عوامل اتمسفری را ندارند مناطق خشک (بیابانی) گویند(دکتر محمود لاجوردی مجله رشد جغرافیا شماره 36)

8- دکتر پرویز کردوانی : بعضی سعی کرده اند با توام نمودن چند ویژگی مناطق خشک را تعریف کنند و بر این اساس مناطقی را خشک و بویژه دارای بیابانی و کویری گویند که بارندگی در آنجا کم صورت می گیرد میزان ریزشهای آبی جوی از تبخیر سالانه کمتر ، آب قابل استفاده محدود و منطقه از لحاظ پوشش گیاهی فقیر و یا فاقد آن است و غیره; اما هیچک از آنها  نمی تواند یک تعریف جامع ودقیق وقانع کننده ای برای مناطق خشک و کویری و بیابانی باشد که بر اساس آن بتوان حد ومرز مناطق خشک را به طور دقیق تعیین کرد،زیرا

اولاً – ویژگی های مناطق خشک متنوع ومتعدد است

ثانیاٌ – مسائلی در راه شناخت ویژگی های اقلیمی و نیز تعیین حد ومرز مشخص مناطق خشک وجود دارد از آن جمله موارد ذیل را می توان نام برد

الف – ناچیز یا ناکافی بودن ایستگاه های هو اشناسی در مناطق خشک و در نتیجه عدم اطلاعات کافی

ب- تغییرات بسیار زیاد بارندگی در سالهای مختلف

موقعیت بیابان ها

بیابانها عمدتا ً در قلمرو بین المدارین و یا برخی از مناطق بری ، آنجا که زمستانهای سرد و تابستانهای گرم دارد گسترش یافته است و حدود یک سوم از خشکیها را اشتغال کرده است و یونسکو وسعت آن را 50 میلیون کیلومتر برآورده کرده است . با توجه ساده به نقشه پرا کندگی بیابانها می توان دریافت که تقریباً بین مدارات 20 تا 40 درجه در نیمکره شمالی بیابانهای : صحرای آفریقا – عربستان – ایران – آسیای مرکزی – و آمریکای شمالی و در نیمکره جنوبی بیابانهای : شیلی – پرو – آرژانتین – آفریقای جنوب غربی و استرالیا گسترده شده اند . این نوارها مجاور حاره ای شمالی و جنوبی همه بیابانهای کره زمین را در بر نمی گیرد . به عبارت دیگر بیابانها به سواحل اقیانوسها ختم نمی شود بلکه دنباله آنها از نظر ویژگی های اقلیمی به داخل دریا ها و اقیانوس ها نیز کشیده می شوند.در واقع شرایط ییابانی در صحرای غربی موریتانی – نامیبیا – آتا کاما – استرالیای غربی – کالیفرنیا و ; تا فواصل زیادی بر روی اقیانوس ها ادامه دارد. امتداد ونظم این کمربند نسبی است و شرایط هماهنگی ندارد مثلاً عین الصلاح در مرکز الجزایر با بارندگی صفر تا 14میلیمتر در سال دقیقاً در همان عرضی قرار دارد که چراپونچی با 12 متر بارندگی سالانه قرار دارد . این دو کمربند کم آب وخشک زمین نه با استوا و نه با یکدیگر موازی نیستند .بلکه به صورت نوار موربی از جنوب غربی به شمال شرقی در نیمکره شمالی واز شمال غربی به جنوب شرقی در نیمکره جنوبی کشیده شده اند و خصوصیات این دو کمربند نیز یکسان نیست . مثلاً در کمربند شمالی در یک انتها بیابان گرم صحرا ودر انتهای دیگر بیابان سرد گبی قرار دارد . ودر واقع محل بیابانهای مهم دنیا بر یک نوار یا بهتر بر ردیف هایی از توده های پر فشار جنب حاره ای منطبق است که دور تا دور کره زمین را در بر گرفته و از طرفین به وسیله دو مرکز کم فشار حلقوی محدود شده اند . بنابراین بر فراز بیابانها زنجیره ای از سلو لهای متوالی پر فشار گسترش یافته که در جهت حرکت عقربه های ساعت می چرخند و محور میانی آنها تقریباًدر حدود 30 درجه است

مشخصات بیابان از نظر آب و هوا

بیابانها ، فضاهای  خشکی هستند که بارندگی سالانه آنها از 250 میلیمتر کمتر است. بسیاری از بیابانها در مجاورت رشته کوههایی بلند قرار دارند که هوا را روبه بالا می‌راند و در آنجا ، هوای سردتر ، بخار آب را سرد کرده و باران ایجاد می‌شود. سپس هوا رطوبت از دست داده به سوی منطقه مجاور حرکت کند و اقلیم بیابانها را بوجود می‌آْورد. مثلا توده‌های هوا که از اقیانوس اطلس به سواحل غربی ایالات متحده می‌رسد، غالبا مقدار زیادی بخار آب در خود دارد. همچنان که این توده هوا از رشته کوه “سیراکازاکاد” بالا می‌رود. بیشتر رطوبت آن به صورت باران فرو می‌ریزد

بسیاری از مناطق غربی این رشته کوهها سالانه 200-150 میلی‌متر ، باران دریافت می‌کنند، اما مناطق بیابانی از شرق این دو رشته کوه گسترش می‌یابد و بیشتر ایالات ایداهو ویتا را در برمی‌گیرد. گاهی هوای مرطوب بطور غیر معمول به این مناطق خشک می‌رسد، اما معمولا این هوا فقط می‌تواند رگباری ایجاد کند. نظیر همین وضعیت را رشته کوههای البرز در قسمت شمال ایران بوجود آورده‌اند، که در نتیجه گیلان و مازندران مرطوب و بخش جنوبی البرز خشک مانده است (بیابان پناهگاهی ). در کنار این بیابانها ، بیابانهای ساحلی ( جریانات سرد سبب بوجود آمدن آن می شود) ، بری (بعلت دوری از توده هوایی اقیانوسی) ، بیابانهای منطقه ای ( که بعلت فشارزیاد منطقه حاره مربوط است این بیابانها بین مدار 15 و 35 عرض جغرافیایی قرار دارد و از سواحل موریتانی تا عربستان و شمال مکزیک تا استرالیا امتداد می یابد . این بیابانها در نواحی بسیار وسیع بری و بخشی از آنها به دور از توده هوای دریایی قرار گرفته است . باران در بیابان سالانه کمتر از 25 سانتیمتر و نامرتب است. رطوبت هوا کم و نور خورشید در روزها شدید است و شبها سرد و تبخیر زیاد است. دراثر باران کم مرتع ممکن است به بیابان تبدیل شود، و در اغلب نقاط دنیا وجود دارد مانند کویرمرکزی ایران ، گیاهان این منطقه اغلب یک ساله و یا پایدار و دارای برگها و ساقه ضخیم و گوشتی هستند

ویژگی های آب وهوایی مناطق بیابانی

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
جمعه 95 مرداد 15 , ساعت 5:7 صبح

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

  مقاله پلورالیزم یا کثرت گرایی دینی word دارای 47 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله پلورالیزم یا کثرت گرایی دینی word   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

 

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله پلورالیزم یا کثرت گرایی دینی word

پلورالیزم یا کثرت گرایی دینی  
1 تنگناهای شهود و شناخت بشر  
ارزیابی و نقد  
2 تکثر تفسیرهای متون دینی  
حاصل استدلال  
ارزیابی و نقد  
الف.ذو بطون بودن کلام الهی  
ب. تفسیر پذیری متون دینی  
ج. جمعی بودن فهم دینی  
د. داعیه برگزیده و بر حق بودن  
نتیجه  
منابع و مواخذ  

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله پلورالیزم یا کثرت گرایی دینی word

1 جان هیک، فلسفه دین، ترجمه بهرام راد، ص 238

2 کیان، 28، ص 28، چگونه می توان تنوع ادیان را تبیین کرد؟نوشته: مایکل پترسون، دیوید بازینچر، بروس رایشنباخ، ویلیام هاسکر، ترجمه ابراهیم سلطانی

3 فرهنگ آکسفورد(1995)ذیل کلمه Pluralism

4.فلسفه دین، ص 245

5 کیان، 28، چگونه می توان تنوع ادیان را تبیین کرد، ص 28; فلسفه دین، ص 245-243

6 کیان، 36، مقاله: صراطهای مستقیم، عبدالکریم سروش، ص 76

7 المیزان: 17/174

8 توحید صدوق، باب 36، حدیث 11، ص 246

9 همان، باب 7، حدیث 8

10 همان، حدیث 1و7

11کیان، شماره 28، ص 28، و شماره 36، ص 6

12 مثنوی، دفتر سوم، 1269-1271

13کیان، 28، مقاله «چگونه می توان تنوع ادیان را تبیین کرد»، ص 29-30

14 کیان، 36، صراطهای مستقیم، عبدالکریم سروش، ص 24

15در این باره به المیزان، ج 3، ص 4466، 72 رجوع شود

16و 17 اصول کافی، ج 1، کتاب العقل و الجهل، حدیث 12و20

18و19 نهج البلاغه، خطبه 25 و 133

20 نهج البلاغه، خطبه 158

21 قبض و بسط تئوریک شریعت، چاپ اول، ص 147

پلورالیزم یا کثرت گرایی دینی

کثرت دینی را به دو گونه طولی و عرضی می توان تقریر کرد، البته این تقریر مربوط به ادیان سماوی و توحیدی است. کثرت طولی عبارت است از ادیان یا شرایع آسمانی که در طول تاریخ ظهور نموده و به دین یا شریعت اسلام ختم گردیده اند، چنین کثرتی نه با حقانیت همگانی ادیان منافات دارد و نه از جنبه عملی مشکل ساز است; زیرا که فرض این است که همه ی آنها الهی و توحیدی اند و تغییر و تحریفی هم در آنها راه نیافته است(پس از جنبه نظری و تئوریک همگی بر حق اند). و از طرفی در زمانهای مختلف و متوالی ظهور کرده اند، و پیروان آنها در یک زمان نمی زیسته اند (پس از جنبه عملی و اجتماعی هم هیچ گونه مشکلی پدید نخواهد آمد)

کثرت عرضی ادیان آسمانی بدین صورت است که، همه یا عده ای از پیروان دین و شریعت پیشین، از قبول شریعت جدید سرباز زده و بر شریعت پیشین باقی مانند. مثال روشن این کثرت، ادیان ابراهیمی یعنی یهود، مسیحیت و اسلام است. در این جا در مورد دین یا شریعت پیشین با دو پدیده، مواجه می شویم که یکی پدیده ای است الهی و دیگری پدیده ای است بشری و بلکه شیطانی; پدیده ی نخست «نسخ »، و پدیده ی دوم «تحریف » و «تغییر» نام دارد. هر دو پدیده در این که منشا کثرت دینی و ناهمخوانی و تقابل می گردند، یکسانند، این امر بحث حق و باطل و سعادت و شقاوت را در میان پیروان این ادیان در پی دارد. و مسئله ی پلورالیزم دینی از همین جا سر بر می آورد و مسایل زیر مورد بحث و گفتگو قرار می گیرد

1 از جنبه تئوریک کدامیک از ادیان بر حق و کدامیک باطل است؟

2 از جنبه غایت اندیشی و رستگاری جویی پیروی از کدام دین مایه نجات و رستگاری خواهد بود؟

3 از بعد اجتماعی پیروان ادیان مختلف چگونه می توانند با هم زندگی مشترک و مسالمت آمیز داشته باشند؟

بحث و گفتگو در باره مسایل مذکور سابقه ای دیرینه دارد گرچه در جهان معاصر حساسیت و برجستگی خاصی یافته و مباحثه های بسیاری در باره آن درگرفته است. یکی از نظریه هایی که در این خصوص مطرح گردیده این است که هیچ یک از ادیان برخوردار از حقیقت خالص و ناب نیست، بلکه هر یک تنها بهره و نصیبی از آن دارد، حقیقت خالص و واقعیت غایی فراسوی مذاهب و ادیان است

این حکم در مورد همه ادیان و مذاهب اعم از توحیدی و غیر توحیدی صادق است. از این نظریه به عنوان پلورالیزم Pmsilarul یاد می شود.جان هیک متکلم مسیحی معاصر که یکی از طرفداران این نظریه است می گوید

«ادیان مختلف، جریانهای متفاوت تجربه دینی هستند که هر یک در مقطع متفاوتی در تاریخ بشر آغاز گردیده و هر یک خودآگاهی عقلی خود را درون یک فضای فرهنگی متفاوت باز یافته است ». (1)

همو گفته است

«کثرت گرایی دینی بر آن است که ادیان گوناگون همگی می توانند مایه رستگاری یا کمال نفس پیروان خود شوند، چنان که در هندوئیسم تصریح می شود که برای نیل به رهایی و رستگاری راههای بسیاری وجود دارد». (2)

نظریه دیگر در باب پلورالیزم دینی این است که ما در عین این که به پیروان ادیان حق می دهیم که بحث حق و باطل را در مورد خود و دیگران جدی بگیرند، و نیز پیروی از آیین و مذهب خود را راه نجات و رستگاری بدانند، ولی این دو مطلب که جنبه نظری و تئوریک دارد چنان نیست که راه معاشرت مسالمت آمیز را به کلی مسدود سازد، بلکه می توان با رعایت یک سلسله قوانین کاربردی جامعه ای را تشکیل داد که پیروان ادیان مختلف با یکدیگر معاشرت و معاونت داشته باشند. یکی از معانی که در فرهنگ آکسفورد برای پلورالیزم شده ناظر به همین نظریه است (3) برخی این تفسیر را تولرانس Tecnarelo یعنی تحمل کردن دیگران و برخورد شکیبانه داشتن با مخالفان خود، نامیده اند

به اعتقاد ما معنای قابل قبول پلورالیزم دینی همین معنای اخیر است. این معنا علاوه بر این که از جنبه ی نظری مدلل و استوار است، در عمل نیز تجربه شده است، و در آیین مقدس اسلام نیز چارچوب روشنی برای آن تعیین شده است; ولی نظریه ی نخست، گذشته از این که کاربردی و عملی نیست، از جنبه ی نظری نیز نادرست و بی پایه است، چنان که با نقد مبانی ای که برای آن گفته شده، روشن خواهد شد

بررسی همه این مبانی از گنجایش این نوشتار بیرون است، برخی از آنها را مورد بحث قرار می دهیم

1 تنگناهای شهود و شناخت بشر

طرفداران پلورالیزم دینی، دین و معرفت دینی را بر اساس تجربه ی دینی بنا نهاده و یادآور شده اند که چون هیچ تجربه تعبیر ناشده ای وجود ندارد، و از طرفی تعبیر و تفسیرهای تجربه دینی به دلیل محدودیت ها و ویژگیهای مختلف فرهنگی که دارند، هرگز نمی توانند درک کاملی از حقیقت مطلق به انسان بدهند، در نتیجه هیچ دین و معرفت دینی، کامل و تمام عیار نخواهد بود. در تبیین این نظریه از اصل معروف کانت که میان شیی ء فی نفسه (نومن nemon ) و شیی ء در مرحله ظهور در دستگاه ادراکی انسان (فنومن pnemoneh ) فرق نهاده است نیز استفاده شده است چنان که جان هیک می گوید: «امانوئل کانت (بدون این که قصد این کار را داشته باشد) چهارچوبی فلسفی فراهم نموده که ضمن آن چنین فرضیه ای می تواند بسط و تکامل یابد. او میان عالم آن گونه که فی نفسه هست و آن را عالم معقول می نامد، و عالم آن گونه که بر آگاهی و شعور انسان ظاهر می گردد و آن را عالم پدیدار می نامد فرق گذاشت ». (4)

بنابر این هنگامی که دینداران می کوشند تا از واقعیت غایی فی نفسه سخن بگویند، فقط می توانند توضیح بدهند که آن واقعیت چگونه برای آنان پدیدار شده است، چگونگی توصیف دینداران از واقعیت فی نفسه، بستگی به مفاهیمی دارد که در تفسیر آن به کار می برند. در نتیجه سخن کسانی که معتقدند خداوند موجودی متشخص است با سخن کسانی که واقعیت غایی را نا متشخص می دانند، تعارضی ندارد. (5)

در تایید این فرضیه از داستان موسی و شبان مولوی بهره گرفته و گفته شده است: «قصه ی موسی و شبان در حقیقت برخورد یک متکلم است با یک عامی واجد تجربه های خام و تفسیر نشده ی مذهبی. مولوی از این داستان استفاده های پلورالیستیک می کند. می گوید: شبان یک مشبه بود، تجربه خود از خدا را به یک انسان، یک طفل و امثال آن تفسیر کرده بود و فکر می کرد که خدا هم مثل ما همین گونه نیازها را دارد و لذا او را آن چنان وصف می کرد. موسی یک متکلم تنزیه گر بود، و لذا بر شبان بانگ زد و او را عتاب کرد که چنین مشبهانه در حق خداوند سخن مگو، سپس توضیح می دهد که هرکدام از ما در هر مرتبه ای از تنزیه که باشیم، باز هم مبتلا به تشبیهیم; چرا که از قالبهای مانوس ذهنمان برای توصیف خدا کمک می گیریم، هیچ کس نیست که از تشبیه به طور کامل رهایی یافته باشد و بتواند خدا و کنه ذات او را چنان که هست، با تجرید تام ذهن از همه عوارض، بشناسد و دریابد; از نظر عارفان و صوفیان، این مطلب حتی در حق انبیای عظام الهی هم صادق است، چه رسد به آدمیانی که به مقام عصمت انبیا هم نرسیده اند و به تمام حقیقت و همه پیکره واقعیت دست نیافته اند». (6)

ارزیابی و نقد

محدودیت و تنگنای شهود و شناخت بشر تنها می تواند مبین وجود کثرت معرفتهای بشری نسبت به واقعیت غایی و حقیقت مطلق وعلت پیدایش مذاهب و فرق دینی باشد، ولی معیار حق دانستن همه ی آنها نخواهد بود، بسان این که تزاحم منافع و تمایلات بشری و محدودیت داده های طبیعی و دست مایه های معیشتی علت بروز اختلاف و نزاع در جوامع بشری است، ولی دلیل بر حقانیت همه ی طرفهای نزاع نمی باشد. و این در حالی است که پلورالیسم دینی به تفسیر یاد شده در صدد یافتن راه حل تعارض میان پیروان ادیان است; بدین صورت که چون درک و فهم همگان از حقیقت مطلق محدود است، و هیچ یک از آنها با واقعیت آن گونه که هست مطابقت ندارد، پس هیچ یک حق نخواهد بود و کسی را نرسد که درک خود را حق و درک دیگری را باطل بداند

ولی مطابقت نداشتن هیچ یک از معرفتها و درکها با حقیقت مطلق آن گونه که هست دلیل بر حقانیت یا بطلان همه ی آنها نیست; زیرا حقیقت مطلق امری است بسیط و دارای کمالات غیر متناهی و منزه از هرگونه نقص و نیاز، بنابراین هر تصویر و تعریفی از حقیقت مطلق که تشبیه آلود و ملازم با نقص و نیاز باشد، باطل، و هر تصویر و تعریفی از آن که منزه از نقص و نیاز باشد حق خواهد بود

و این که گفته شده است برای هیچ انسانی درک خداوند منزه از تشبیه امکان پذیر نیست، قطعا در مورد آنان که قرآن کریم ایشان را «مخلصین » نامیده است صادق نیست. قرآن کریم در باره ی آنان می فرماید

«سبحان الله عما یصفون الا عبادک المخلصین » (صافات/160159): خداوند از آنچه وصف کنندگان می گویند منزه است، مگر برگزیدگان از بندگان خدا (که توصیف آنها پذیرفته است)

علامه طباطبایی در ذیل این آیه گفته است:«علت این که خداوند از وصف های بشری در حق او منزه است این است که خداوند نامحدود است و هر وصفی که بندگان در حق او می اندیشند یا بر زبان جاری می کنند او را تحدید می کند، ولی بندگان برگزیده ی خداوند که خدا را قبل از غیر خدا می شناسند، هرگاه خدا را در درون خود وصف کنند او را به صفاتی که لایق او است وصف می کنند، و هرگاه آن صفات را بر زبان جاری سازند از آنجا که معانی و الفاظ از توصیف حقیقت مطلق قاصرند به قصور بیان خود اعتراف می کنند.چنان که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم که سید «مخلصین » است فرمود:«لا احصی ثناء علیک انت کما اثنیت علی نفسک »: آن حضرت در این عبارت خدا را ثنا گفته است، و نقصان ثنای خود را با این جمله که او ثنایی جز آنچه خدا می پسندد اراده نکرده است، جبران نموده است (7) ».و به نص قرآن کریم پیامبران از مخلصین و برگزیدگان الهی اند

اصولا روش قرآن کریم و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه ی اهل بیت علیهم السلام در خداشناسی جمع میان اثبات و نفی است، یعنی هم صفات کمال را برای خداوند اثبات می کنند (در مقابل مذهب تعطیل) و هم صفات نقص را از او نفی می کنند(در مقابل مذهب تشبیه) و این است حقیقت «امر بین الامرین » در بحث صفات الهی. امام صادق علیه السلام در احتجاج با یکی از زنادقه فرمود: «درباره ی خداوند نه اندیشه ی نفی مطلق درست است، و نه اندیشه ی تشبیه; زیرا نفی مطلق مستلزم انکار و رد خداست، و تشبیه مستلزم ترکیب و تالیف است ». (8) امام رضا علیه السلام فرمود: «درباره توحید و خداشناسی سه مذهب است

1 مذهب نفی، 2 مذهب تشبیه، 3 مذهب اثبات بدون تشبیه، دو مذهب نخست باطل، و مذهب سوم درست است ». (9)

فردی از امام جواد علیه السلام پرسید: آیا جایز است که خدا را شیی ء بنامیم؟ امام علیه السلام فرمود: آری مشروط به این که از دو جانب تعطیل و تشبیه برحذر باشی. (10)

مثال کوران و فیل (فیل در تاریکخانه) نیز که جان هیک و دیگران (11) در تعیین پلورالیسم دینی به آن استناد کرده اند، براین مطلب دلالت ندارد، و درمورد بحث ما مطابقت ندارد، و مولوی نیز از آن چنین استفاده ای نکرده است، نتیجه ای که مولوی از این داستان گرفته محدودیت درک حس است که نمی توان با تکیه بر درک حسی، حقایق غیبی را شناخت. وی می گوید: در آن تاریکخانه افرادی که از طریق دست و لمس، فیل را توصیف کردند اگر هر یک شمعی در دست می داشت می توانست به خطای درک خود آگاه شود، مشکل در موضوع معرفت (فیل) نبود، بلکه مشکل در ابزار شناخت بود.اگر بخواهیم مثال مزبور را در بحث کنونی (خداشناسی) پیاده کنیم باید چنین نتیجه بگیریم که ابزارهای حسی نمی تواند انسان را به وجود و صفات خدا رهنمون شود، باید از ابزار دیگری بهره گرفت و آن شهود، عقل و وحی است.چنان که می گوید

در کف هر کس اگر شمعی بدی

اختلاف از گفتشان بیرون بدی

چشم حس همچون کف دستست وبس

نیست کف را بر همه او دست رس

چشم دریا دیگر است و کف دگر

کف بهل وز دیده ی دریا نگر (12)

نتیجه ای که مولوی از داستان فیل در تاریکخانه گرفته است درست مخالف پلورالیسم دینی است. مولانا می گوید: اگر در خداشناسی از راه و ابزار درست استفاده شود، اختلاف از میان برداشته می شود، بدین صورت که همگان حقیقت را آن گونه که درک آن برای بشر میسور است، فهم خواهند کرد. پلورالیسم زاییده مشوب نمودن درک عقلی یا شهود عرفانی به داده های حسی است، حال اگر بگویی بشر در تاریکخانه ی حواس جای دارد و او را از چنین تنگنای معرفتی گریز و گزیری نیست، پاسخ این است که باید در این جهت به هادیان الهی رجوع کرد و از چراغ خرد و نورافکن وحی بهره جست تا در دام تشبیه یا تعطیل نیفتاد، و فلسفه نبوت ها همین بوده است

استناد به مثال فیل در تاریکخانه مشکل دیگری نیز دارد و آن جهل مرکب دایمی است; زیرا آنان که در تاریکخانه و از راه حس لامسه با فیل رابطه معرفتی بر قرار کردند، هرگز از فیل شناخت درستی به دست نیاوردند. فیل نه عمود و ستون است، و نه باد بزن و نه ناودان و نه; و اگر هیچ گاه در روشنایی فیل را نمی دیدند، پی به خطای خود نمی بردند، و چون در مورد حقیقت مطلق و غیر متناهی فرض بر این است که هیچ کس نمی تواند آن را آن گونه که هست درک کند; بنابر این، هیچ کس به آن معرفت ندارد، پس همگی در اشتباهند، و یا دچار شکاکیت و حیرت

برخی از ناقدان غربی در این باره چنین گفته اند: «ممکن است در نقد کثرت گرایان بگویند که این اعتقادشان لاجرم به شکاکیت می انجامد، به داستان تمثیلی هیک باز گردیم، ما نمی توانیم هیچ چیز در باره فیل واقعی بدانیم، حتی نمی توانیم اطمینان داشته باشیم که فیلی وجود دارد، همین امر در مورد واقعیت غایی هم صدق می کند. در واقع نکته ای که می توان از داستانهای تمثیلی هیک آموخت این نیست که همه ی مردان کور درست می گفتند، این است که هیچ کدام درست نمی گفتند

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
جمعه 95 مرداد 15 , ساعت 5:6 صبح

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

  مقاله پوشش دادن قالب word دارای 23 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله پوشش دادن قالب word   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

 

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله پوشش دادن قالب word

پوشش دادن قالب
انواع مواد پوششی در قالب های موقت
مواد دیرگداز
2) عامل ناقل
3) عامل تعلیق
4) عامل چسب‌
اصلاح کننده های شیمیایی
فواید پوشش ها
مخلوط کردن و کاربرد پوشش ها
پوشش های قالب دائمی (Mold Coating)
پوشش برای قالبهای دائمی
انواع پوشش ها
مشخصات لازم پوشش های قالب دائمی
روش های پوشش دادن
عمر پوشش های قالب
پوشش های قالب برای ریخته گری فلزات مخصوص
پوشش قالب ریزه
عمر مواد پوششی
پوشش قالبهای ریخته گری تحت فشار

 

پوشش دادن قالب

مشخصات فلز مذاب ، به ریژه هنگامی که از درجه حرارت بالا وارد قالب می شود بگونه ای است که ممکن است به انجام فعل و انفعالات فیزیکی و شیمیایی میان مذاب و مواد قالب یا منجر شود

انجام این واکنشها می تواند به خواص فیزیکی و مکانیکی قطعه آسیب رسانده و از تولید قطعه سالم و بدون عیب جلوگیری نماید

ایجاد سطوح زبر و خشن (در قطعه) یکی از این موارد است که در قالب های ماسه ای بطور قابل توجهی مشاهده می شود

فلز به دلیل دارا بودن ویژگی های حالت مذاب (مایع)  مواد قالب و ماهیچه را تر نموده و به داخل آن نفوذ می کند

البته بعضی موارد نفوذ مذاب از طریق ترک های ایجاد شده در اثر انبساط حرارتی در سطح قالب صورت می گیرد

پس از نفوذ مذاب به داخل یا قالب ، فعل و انفعلات شیمیایی میان فلز و اجزای تشکیل دهنده قالب، یا ماهیچه یعنی ماسه و چسب صورت می گیرد که محصول این فعل و انفعلات به سطح قطعه چسبیده و موجب زبری و ناهمواری سطوح آن می شود

برای جلوگیری از ایجاد چنین عیبی در قطعه ریختگی بایستی به طریقی از انجام فعل و انفعال میان فلز و قالب، ممانعت بعمل آورد

با توجه به پیشرفت های حاصل شده در زمینه های مواد و فرایند که با انتخاب ماسه و چسب مرغوب و نیز کنترل روش قالبگیری می توان این عیب را تا حدودی برطرف نمود ولی به دلیل بالا رفتن هزینه تولید، استفاده از این روش اقتصادی نبوده و مناسبترین روش استفاده از پوشش های سطحی قالب با مواد دیرگداز معینی می باشد

در مورد قالب های دائمی، فعل و انفعال شیمیایی بین مذاب و قالب از اهمیت کمی برخوردار است (البته در مواردی نیز اهمیات زیادی برخوردار می باشد) با این حال پوشش قالب در افزایش عمر قالب و نیز مانع شدن از چسبیدن قطعه ریختگی به قالب و نیز سطح تمام شده خوب نقش تعیین کننده ای دارد

انواع مواد پوششی در قالب های موقت

بطور کلی مواد پوششسی قالب و ماهیچه را می توان به دو گروه جامد و مخلوط مایع تقسیم نمود

مواد پوشش جامد که بیشتر در قالب های ماسه ای تر بکار می روند، شامل مواد دیرگدازی نظیر مواد سیلیکاتی، مواد کربنی و مواد اکسیدی می باشند

این مواد با استفاده از غربال های بسیار ریز و یا کیسه پودر به سطح قالب پاشیده می شوند و یا با ابزار و وسایل مخصوص به سطح قالب مالیده می شوند و پودر اضافی توسط فوتک یا هوای فشرده از محفظه قالب خارج می گردد

مواد پوششی مخلوط مایع اصولاً در قالب های ماسه ای خشک بکار می روند. این مواد 5 جزء اصلی دارند که عبارتند از

1) مواد دیرگداز :  (Refractory meterils)

2) عامل یا سیستم ناقل:   (Carrier system)

3) عامل تعلیق یا غوطه ور سازی : (Suspension system)

4) عامل یا سیستم چسب : ‌(Binder system)

5) اصلاح کننده های شیمیایی : (Chemical modifiers)

مواد دیرگداز

هر یک از مواد دیرگداز از را می توان به عنوان ماده دیرگداز از پوشش به کار برد مثل

اکسید زیرکونیم

کربن در شکلهای مختلف

سیلیکات زیرکونیم

اکسید سیلیسیم

اکسید منیزیم

اکسید منیزیم – کلسیم

اولیوین

اکسید آلومنیمی (مولیت)

کرومیت

میکا

پروفیلیت

اکسید آهن

تالک

مگنزیت

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
جمعه 95 مرداد 15 , ساعت 5:6 صبح

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

  مقاله طبیعت ایران word دارای 96 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله طبیعت ایران word   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

 

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله طبیعت ایران word

1-طبیعت ایران 
الف) فلات ایران 
ب) زاگرس مرکزی 
ج) دامنه های نواحی مرکزی زاگرس 
د) دشت خوزستان 
2- آب و هوا 
بخش سوم 
فصل اول 
1- شهر و منشاء آن 
نظریه های شکل گیری شهرها 
فصل دوم 
1  تحول شهری ایران 
2  شهر باستانی 
3  شهر اسلامی 
بخش چهارم 
فصل اول 
1- کلیات فرهنگی عشایر 
2- فرهنگ 
فصل دوم: 
1- توزیع جغرافیایی ایلات و عشایر ایران 
ایلات کهکیلویه و بویر احمد 
بویر احمد: 
ایل بهمئی 
بابوئی 
چرام 
دشمن زیاری 
طیبی 
بختیاری 
ایلات کرد 
ایلسون (شاهسون) 
ترکمن 
قشقائی 
1- طایفه دره شوری 
2- طایفه فارسی مدان 
3- طایفه کشکولی بزرگ 
4- طایفه کشکولی کوچک 
5- طایفه شش بلوکی 
6- طایفه عمله 
ایلات خمسه 
ایل باصری 
ایلات عرب 
بلوچ ها 
بچاقچی 
2- نمونه های فرهنگ عشایری 
خانواده و ازدواج 

1-طبیعت ایران

ایران کشوری است پهناور با آب و هوای بسیار متنوع دارای انواع پوشش گیاهی البته با کمیت های مختلف کشوری است که دارای دو رشته کوه عظیم البرز و زاگرس می باشد و همین نوع از طبیعت باعث بسیاری از تفاوت های آب و هوایی و تنوع آن در نقاط مختلف کشور پهناور ایران می شود

ایران سرزمینی است پوشیده از کوههای مرتفع، تپه ها ماهورها و بیابانهای وسیع با آب و هوای گوناگون و از اینرو محیطی است مساعد برای زندگی کوچ نشینی. همانگونه که پیش از این گفتیم زندگی کوچ نشینی گونه از از سازش با محیط است که در آن انسان با بهره گیری از دام، اراضی غیر قابل کشت را به صورت چراگاه مورد استفاده قرار می دهد، چنانکه می دانیم بیشتر مناطق ایران قابل کشت نیست ولی در عوض با توجه به تنوع آب و هوا قسمتهای از مناطق عمده قابل کشت برای چند ماهی به صورت چمنزارها و چرا گاههای سبز و خرم در می آیند. از آنجائیکه این چراگاهها فصلی و پراکنده اند تنها کوچ نشینان هستند که با جابجائی منظم خود می توانند از آنها استفاده کنند زیرا در غیر این صورت میلیونها هکتار چراگاه طبیعی بدون استفاده باقی می ماند

اصولاً کوچ نشینی گونه از از زیست است که در آن انسان بته علت تکنولوژی ساده نمی تواند دگرگونی لازم را در محطی خود بوجود آورد و ناچار از راه پرورش دام خود را با آن سازش می دهد. از اینرو است که کوچ نشینان تا حد زیادی وابسته و مقهور طبیعت هستند. کوچ نشینان در هر منطقه از ایران خواهد سیستان و بلوچستان، خواهد لرستان و کردستان و یا آذربایجان تا حد زیادی وابسته به انواع مختلف دام هستند و دام ها بنوبه خود احتیاج به علوفه دارند که آن نیز وابسته به مقدار بارندگی و سایر عوامل اکولوژیکی است

الف) فلات ایران

سلسلسه جبال زاگرس که از شمال ایران شروع می شود و تا نواحی جنوب شرقی ادامه دارد، کناره های غربی فلات (1800-2000 متر ارتفاع از سطح دریا) ایران را تشکیل می دهد. این فلات شامل بخش علیای رودخانه دز در گذشته به رودخانه محلات مشهور بود و قسمتهای شمالی زاینده رود و کارون است. نواحی دو رودخانه یاد شده و حوضه های جنوب غربی اصفهان در مجموع چهارمحال را تشکیل می دهد

به نظر زمین شناسان جغرافیدان، مناطق مزبور ساختار جغرافیایی پیچیده ای دارد. سطح این سرزمین را قشرهای متنوع و زنجیره ای زمین شناسی شکل می دهد. این طبقات از دوره های مختلف زمین شناسی و یا فرمهای آهکی آن است (ژوراسیک و کرتاسه) که با دگرگونیهایی از مشخصه هی قدمت این نواحی محسوب می شود. به سبب جوان بودن زاگرس، زلزله خیزی منطقه قابل ذکر است

در گزارش نامه نظامی سوم مطلبی از زلزله سال 1909 سیلاخور آمده است که بر اثر آن حدود 6000 نفر جان خود را از دست دادند. همچنین زلزله های مکرر اشتران کوه سبب شد که ایلات، تا مدتها بدین نواحی کوهستانی نزدیک نشوند

و به دلیل مرغوب بودن ترکیبات رسوبی لایه های بیرونی، دامنه ها در این منطقه حاصلخیزی ویژه ای دارد. چشمه سارها و رودخانه های بسیاری سبب وفور آب در این نواحی شده است. زراعت آبی در مناطق یادشده رونقی دارد و بیش از هر چیز برنج، گندم سفید، جو، جو صحرایی، عدس و یونجه کشت می شود

دره ها با شیبی ملایم در داخل مناطق کوهستانی تشکیل شده است. بعضی از بلندیهای این سرزمین در ارتفاع یکهزار متری فلات ایران قرار دارند. در مجموع زمینهای این نواحی بلند که از مراتع دامنه کوهها و دشتهای مرتفع تشکیل می شود، نوع زراعت را تعیین می کند. البته مردمان این سرزمینهای بلند با کمبود آب مواجهند. همچنین به علت حاصلخیز نبودند خاک و کمی رطوبت این منطقه ویژه، زراعت دیم در آنجا بازده اندکی دارد در ارتفاعات این نواحی فقط امکانات چرا و دامپروری وجود دارد. در این منطقه محدود اشکال مختلفی از بهره برداری زراعی یافت می شود

زمینهای پس آن در در حاشیه زاینده رود قرار دارد که دارای خاکی زرخیز است. زارعان این منطقه و حتی بر روی صخره ها بنا می کنند. در کنار این زمینها جلگه های وسیعی (استپی) وجود دارد که درآن زراعت دیم رواج دارد تا چشم کار می کند از آبادی خبری نیست (مگر واحدهایی در دامنه کوه) نواحی مزبور زمینهای کشاورزی محسوب می شوند. فعالیت کشاورزی مردم در چهارمحال و استعداد زمینهای زراعی آن نواحی، آن ناحیه را به صورت یکی از سیلوهای غلات ایران در آورده است

ب) زاگرس مرکزی

پستی و چین خوردگی و بلندیهای طبیعی و دسته بندی کوههای مرکزی جبال زاگرس مانند کوههای آلپ به دوره های نه چندان دور (دوم و سوم) بر می گردد. ارتفاعات زاگرس بتدریج اوج می گیرد؛ بلندیهای صعب العبوری که از نواحی شمال غرب به طرف جنوب شرقی زنجیر وار ادامه دارد. کوههای زاگرس زائیده تقسیم کوههای میوسن و پلیوسن است. خیزش ارتفاعات قلل زاگرس از جنوب غربی به سوی شمال شرقی است که از بلندیهای کمتر از 1000 متری شروع می شود و به ارتفاات بیش از 4000 متر می رسد. دره های عمیق و دامنه های پر فراز و نشیب آن که به موازات کوهها قرار دارد، موجب مضرس شدن ارتفاعات و دشواری عبور شده است

در مجموع، نواحی میانی سلسله جبال زاگرس که بطور کلی از چین خوردگیهای معمولی زمین شناسی محسوب می شود، محیط مناسب و نمونه بسیار خوبی برای مطالعات سنگ شناسی، خاک شناسی و نمونه برداریهای علمی است (ساختارهای زمین شناسی). در بعضی از موارد ناهمگونیهایی وجود دارد که از آن جمله چین خوردگیهای برگشته ارتفاعات زرد کوه است که لایه های سنگهای آهکی، نمک و گچ آن در زیر طبقات عظیم دلمیت قرار گرفته است. لایه های مزبور سبب تجمع نمک در زیر لایه های دلمیت و ناپایداری و حرکت طبقات فوقانی می شود. یکی از مهمترین ریزشها در بختیاری، باعث انسداد دره معروف (رودخانه) شیرین بهار شد. در اثر این ریزش حدود ششصد میلیون تن سنگ از جای خود کنده شد و سدی به ارتفاع 250 متر به وجود آورد

طغیان فصلی آب منتج در اثر این حادثه تا سالها ادامه داشت و باعث ناهمواریهایی شد که بعدها مراتع بین راهی با ارزشی در بهار و پاییز برای ایلات منطقه گشت

برخلاف همگوهی قابل توجهی که شکل ظاهری ارتفاعات منطقه دارد، آبهای مرتفعات میانی زاگرس از همسویی چشمگیری با ساختار زمین برخوردار نیست. این رودخانه ها، مکرر به یکدیگر می پیوندند و یا از هم جدا می شوند. همچنین رودخانه هایی که از دامنه های آهکی و قشرهای مختلف زمین می گذرد، تا عمق (یکهزار متری دره ها به راه خود ادامه می دهد. مسیر بعضی از رودخانه ها دره های ژرف و تنگی است که اهالی محل به آن تنگه می گویند. در زمینهای بختیاری بیش از نود تنگه وجود دارد که در بعضی از نقاط قوس می زند و گردنه های دیگر را قطع می کند. تنگه های مزبور، دره هایی را به یکدیگر اتصال می دهد که در سایر فصلها بجز تابستان و پاییز هیچ گونه ارتباطی با یکدیگر ندارند. در فصلهایی چون بهار و زمستان، بارندگی بسیار و آب برفها مانع رسیدن ایلات به گردنه ها می شود. زمینهای این محدوده از سنگهای آهکی تشکیل می شود که کم وبیش اراضی جنگلی را هم در بر می گیرد  و با وجود داشتن آب، تنها بصورت چراگاه از آن استفاده می شود. قشر رسوبی زمینهای صاف از شیب دامنه ها می گذرد و تا عمق دره ها و زمینهای هموار ادامه می یابد، تا آنجا که امکان زراعت آبی در این منطقه ها به وجود آورده است. با وجودی که کشاورزی از ویژگی های فلات ایران است، نواحی مرکزی زاگرس را قبل از هر چیزی چراگاهها و مراتع وسیعی تشکیل داده است

ج) دامنه های نواحی مرکزی زاگرس

گرچه مناطق مرکزی زاگرس می بایستی ویژگی ارتفاعات این سلسله جبال مضرس را حفظ کند، ولی اختلافات شدید ظاهری، ویژگیهای منحصر به این بخش از زاگرس را سبب می شود. لذا منطقه مزبور از مختصات طبیعی ویژه ای برخوردار است. با نظری سطحی ترکیب چین خوردگی ارتفاعات زاگرس در این جا هم نمایان است. اما در کنار آن تپه ها ورگه هایی جدا از هم شکل گرفته است که پیوسته خصوصیات خود را حفظ می کنند

معادن و لایه های نمک و گچ (دوران کامبرین) فراوان در اعصار مختلف سبب تغییراتی در چین خوردگیهای بلندیها شده است. معدن نمک و نفت، وجود خود را مدیون پیچیدگی ترکیبات زمین شناسی بالا  است

سنگهای آهکی (گچ و نمک) از امکانات زارعت منطقه کاسته است. از ویژگیهای دیگر زمینهای مرتعی این نواحی می توان اراضی حاصلخیز حوضه های اطراف ایده، اندیکا، سردشت و لالی را نام برد. زمینهای مسطح در این منطقه تا حدودی زیر کشت غلات رفته است. آب چشمه سارها در اثر وجود دره های عمیق و پر پیچ و خم کمتر به حوضه ها می رسد. بدین ترتیب آبیاری بیشتر زراعت با مشکلات فنی همراه است. البته رودخانه های پراکنده ای در دامنه زاگرس مرکزی وجود دارد که باعث رونق فعالیت های کشاورزی می شود. صرف نظر از بلندیهای متفاوت زاگرس و دامنه آن، مراتع موجود در این بخش، چراگاههای مناسبی برای کوچ  زمستانی، در کنار مناطق ییلاقی بلندیهای زاگرس مرکزی است

د) دشت خوزستان

سرزمین بختیاری در حاشیه اراضی خوزستان و زمینهای بین النهرین قرار دارد. زراعت آبی و سنتی در نواحی دزفول و شوشتر و رامهرمز دیده می شود. اما بطور کلی رونق اراضی خوزستان مدیون نوع خاک و اوضاع مناسب آب و هوای آنجاست. زراعتهای بیش از حد و ازدیاد شوره (خطر شوره زار شدن زمین) از حاصلخیزی خاک می کاهد

2- آب و هوا

موقعیت جغرافیایی ایران که بخشی از نواحی خشک تقسیم بندی کهن را در بر میگیرد، در حد فاصل دو منطقه متقابل و تا حدودی متضاد قرار دارد

در یک سو ترکستان و آسیای مرکزی که از مناطق معتدله است و در سوی دیگر صحاری گرم و خشک عربستان که از مناطق حاره و استوایی است. بر طبق نظرات ترول و پافن ایران در منطقه معتدله تا گرم نواحی گرمسیر قرار دارد که اختلاف رطوبت در زمستان و خشکی در تابستان سبب آب و هوایی استپی در ایران است. البته سرزمین بختیاری در این محدوده به علت وجود رشته کوههای زاگرس از درجه حرارت و سطح بارندگی ویژه ای برخوردار است. وجود تغییرات پیوسته، فشار هوا بین نقاط اروپایی با فشار هوای بیشتر و جریان هوا در پستیهای هندوستان سبب ایجاد آب و هوای یکنواخت تابستانی منطقه می شود کمبود ابر و تابش مستمر خورشید، گرمای همیشگی را در این منطقه بویژه درماه اوت به دنبال دارد. به طور کلی درجه حرارت از جنوب شرق به طرف شمال غرب سرزمینهای ایران کاهش می یابد. البته نمی بایستی وجود همین ترتیب راهم در ارتفاعات فراموش کرد. با علم به این که در بلندیها هم دمای بالایی وجود دارد

بدین ترتیب این گونه از وضعیت آب و هوایی ایجاب می کند که بخشی از مردم این سرزمین برای امرار معاش به کوچ نشینی بپردازند. البته در اینجا ما به این مسئله از دو زاویه مختلف نگاه می کنیم یکی دید تاریخی به این منظور که در گذشته های دور به دلیل کمبود امکانات برای تطبیق با محیط سختی های فراوانی پیش رو بوده است و دیگری اینکه اکنون وضعیت به صورت دیگری در آمده و ساکنین این مرز و بوم اجباری در کوچ نشینی صرف ===== و در بعضی موارد به صورت  نوعی از عادت زندگی در آمده است. و البته عده ای از این عشایر یا با ابزار و لوارم مدرن همچون اتوموبیل و تلفن همراه آشنا شده اسند و بخشی از نیازهای خود را به وسیله آنها براورده می کنند. و یا به شهرها و روستاها مهاجرت کرده اند و یک جا نشینی را پیشه خود کرده اند که بحث اصلی ==== قسمت دوم این عبارت است عشایری که سالهای سال با خوی بیابانگردی و چادر نشینی زندگی کرده اند و این خلقیات در آنها بصورت کامل شکل گرفته، و حالا باید به شهرها بیایند و با سیستم زندگی شهری با قانونمندی های خاص زندگی شهری و نوعی دیگری از فرهنگ روبرو شوند و زندگی کنند در این میان تضادی به وجود می آید که از عوارض کوتاه مدت این نوع مهاجرت محسوب می شود و نتایج و عوارض دراز مدت آن هم در فرزند آن این دسته اس مردم شهرها که البته اکثریت و عمده مردم ایران را تشکیل می دهد خود را نشان می دهد

طی نسل ها این خلقیات و رفتارها با رفتار شهری می آمیزد و به صورت فرهنگ جدیدی خود را نشان می دهد، مظاهر شهرنشینی وجود دارد، ابزار آن موجود است اما فرهنگ آن و یا به عبارتی دیگر فرهنگ تعریف شده خاصی برای آن وجود ندارد. رفته رفته با افزایش جمعیت، تقابل ها و کنش ها نیز بیشتر می شود و به این نابسامانی ها هرچه بیشتر دامن می زند. در ادامه به توضیحی درباره شهر و خصوصیات آن می پردازیم

فصل اول

1- شهر و منشاء آن

ناصر فکوهی انسان شناس معاصر در کتاب انسان شناسی شهری خود درباره منشاء شهر می آورد: «شهر نوعی از سازمان یافتگی اجتماعی است که ظهور آن در محور زمانی نیاز به فراهم آمدن شرایطی خاص داشته است

از آغاز انقلاب نویسندگی در حدود 10000 سال پیش تاکنون می توان به طور عام شاهد سه موج بزرگ گسترش شهری بود

موج نخست، موجی است که در حدود 5 تا 6 هزار سال پیش یعنی در حدود هزاره چهارم پیش ازمیلاد در بین النهرین ( تمدن سومری) و مصر و سپس در هندوستان و چین نخستین شهرهای زراعی[1] را به وجود آورد، شهرهایی که به سرعت تبدیل به شهر- دولتهای[2] کمابیش قدرتمند شده و ماطق گسترده ای را زیر سلطه خود گرفتند. این شهرها در کنار رودخانه ها (دجله و فرات در بین النهرین، نیل در مصر، گنگ و هندو در هندوستان، رودخانه زرد در چین) با بهره بردن از اقلیم مساعد و گرم امکان افزایش تولید کشاورزی و انباشت آن را فراهم کردند و منجر به تقسیم کار و قشر بندی اجتماعی و تشکیل دولت شدند[3]

موج دوم از نیمه قرن هجدهم تا اواخر قرن نوزدهم با انقلاب صنعتی و انقلاب های سیاسی اروپایی همراه بود و شهرهای صنعتی این قاره (وسپس قاره امریکا) را به وجود آورد. این شهرها براساس منطق سرمایه داری جدید و تکنولوژی صنعتی به مهاجرت گسترده روستاییان به سوی خود دامن زدند و شهرنشینی را به شکل غالب زندگی انسانها در کشورهای توسعه یافته بدل کردند. در این موج جهان با محوریت مبادلات تجاری و اقتصادی دوسوی اقیانوس اطلس (اروپا و امریکا) شکل گرفت و از اواخر این دوره قدرت های غربی را از چنان نیرویی برخوردار کرد که توانستند به اشغال نظامی تمام کره زمین بپردازند و شکل دادن به جهان را در معنی کنونی آن اغاز کنند

موج سوم شهرنشینی پس از جنگ جهانی دوم و با عمومیت یافتن نظام جهانی،‌ابتدا بر اساس نظام دو قطبی (سوسیالیسم شرقی و سرمایه داری غربی) و سپس از دهه 80 به این سو بر اساس نظام چندقطبی سرمایه داری جانی،‌به صورتی غالب در سراسر جهان شکل گرفت که دو محور اصلی آن بازار جهانی مبادلات اقتصادی و دولت های ملی و نهادهای فراملی متکی بر اتحادهای آنها بودند

در آغاز قرن بیست و یکم،‌ شهرنشینی نه فقط شکل غالب در میان اکثریت جمعیت کره زمین است،‌ بلکه روند عمومی آن گویای برگشت ناپذیر بودن این فرایند و از میان رفتن تدریجی اما قطعی سایر اشکال زیستی است. در طول ده هزاره ای که ما را از ابتدای انقلاب نوسنگی جدا می کند، گونه های متفاوتی از شهر پدید آمده اند که هر یک از آنها دارای گروهی از مشخصات فرهنگی بوده اند و هر چند در نهایت شهر هر چه بیشتر به واقعیتی یکسان شده تبدیل می شود،‌ اما نمی توان تأثیر آن اشکال گوناگون را از لحاظ انسانی چه بر واقعیت کنونی شهرها و چه در بدیل هایی که می توان برای آینده آنها متصور شد، نادیده گرفت

در حدود 10000 سال پیش با گرم شدن اقلیم بر روی کره زمین، برای نخستین بار انسانها قادر شدند به سوی یک اقتصاد با محوریت تولید کشاورزی حرکت کنند. بدین ترتیب کشاورزی و دامداری در منطقه ای که به «هلال حاصلخیز» معروف است و تقریباً شامل کشورهای ترکیه،‌عراق،‌ سوریه،‌ لبنان، فلسطین و ایران کنونی می شد، ظاهر شد. برای آنکه شرایط اسکان یافتگی اولیه به وجود بیاید نیاز به گرد هم آمدن و دسترسی به چندین عامل وجود داشت

آب مناسب و همیشگی؛
خاک مناسب و قابل کشت؛
مواد اولیه لازم برای ساخت و ساز؛
امکانات ارتباطی با سایر نقاط زیستی؛

چنین شرایط تبعاً‌ نمی توانستند ابتدا جز در نقاطی محدود ظاهر شوند و در همین نقاط بود که نخستین اشکال اسکان یافتگی به صورت روستاهای ناپایدار پیدا شدند. این روستاها عموماً بسیار کوچک بودند و گستره آنها از 2 تا 3 هزار متر مربع تجاوز نمی کرد. دلیل ناپایداری روستاها،‌سطح پایین امکانات فناوری بهره برداری از خاک و آب بود که به سرعت به از میان رفتن توان خاک منجر شده و سبب تخریب روستها می شد. این شرایط به تدریج در فاصله 10 تا 6 هزار سال پیش تغییر یافتند و روستاهای ناپایدار جای خود را به روستاهای دائمی دادند. برخی از این روستاها به سوی تکنولوژیک همچون اختراع چرخ و استفاده از راه های آبی برای حمل و نقل و همچنین ساختن سفال و سپس بهره برداری از فلز، تأثیرات تعیی کننده در این تحولات داشتند. این تحولات منجر به پدید آمدن سه نظام اساسی در جوامع انسانی شدند که عناصر تشکیل دهنده شهرها نیز به حساب می آمدند

1 نظام اقتصادی با گذار به اقتصاد تولید کشاورزی و جایگزینی کامل ان در جای شکار و گردآوری،‌به انباشت ثروت و تقسیم کار اجتماعی و ظاهر شدن پدیده هایی چون نظام های بهره برداری از زمین و آب، اشکال مالکیت، چرخه های کالایی،‌ تجاری و مالی،‌مالیات،‌ پول بازار،‌ بافت های پیشه وری و صنعتگری و; می انجامد

2 نظام سیاسی ظاهر شدن ثروت و انباشت آن حتی در ابتدایی ترین اشکالش یعنی انبارهای غلات، نیاز به دخالت قدرت را برای دفاع از ثروت و یا برعکس برای چپاول ثروت دیگران،‌ به وجود می آورد. افزون بر این، مدیریت ثروت و اقتصاد،‌ به ویژه در مناطقی که نیاز به سازماندهی های گسترده نیروی کار داشتند (برای مثال، مناطقی که نمی توانستند بدون تأسیس شبکه های آبیاری مصنوعی آباد شوند) شکل گرفتن قدرت سیاسی و اداری،‌ فرایند های نظامی، اداری،‌ قانونی و حقوقی و نهادها و کالبدهای اجتماعی مربوطه را به وجود می آورد

3 نظام ایدئولوژیک اسکان یافتگی و خروج از شکنندگی و آسیب  پذیری زندگی مبتنی بر شکار و گردآوری، سبب تغییر نگرش های ایدئولوژیک انسان ها،‌ آینده نگری بیشتر و افزایش درجه معنویت و باورهای استعلایی در آنها شد. بدین ترتیب تقدس و باورهای قدسی که نخستین اشکال آنها را باید بسیار پیش از آن و لااقل همزمان با اشکال ابتدایی هنر (حدود 40 هزار سال پیش) قرار داد،‌به صورت فرایندها و نهادهای پیچیده تر و کامل تری ظاهر می شوند: قشر روحانی، مناسک دینی، معابد، فضاهای سیاسی-دینی;

به رغم آنچه گفته شد باید توجه داشت که حرکت از اشکال جماعتی اولیه به اشکال فرهنگی پیشرفته و از خلال شکل شهر (یا شکل تمدنی در مفهوم انحصاراً شهری تمدن) نگذشته اند به صورتی که در جلگه های آسیای مرکزی، اشکال زیست کوچ نشینی در عین آنکه فضاهای ثابت زیستی به وجود نیاوردند، توانستند به سطح بالایی از مؤلفه های فرهنگی (دین،‌ نوشتار،‌هنر، نظام های قانونگذار، حکومتی، اقتصادی و فناوری) برسند و در طول هزاره های بعدی و حتی تا امروز دو شکل زیستی کوچ نشینی و روستانشینی همواره روابط متعددی را با شکل شهری حفظ کردند. با این وصف این بحث که در چارچوب گسترده تر در مورد معنی عمیق دو مفهوم «تمدن» و «فرهنگ» قرار می گیرد، از چارچوب این کتاب خارج می شود،‌و نگارنده در جای دیگر به آن پرداخته است

نظریه های شکل گیری شهرها

درباره چرایی شکل گرفتن نخستین شهرها از جماعت های روستایی اولیه،‌ نظریه های متفاوتی عرض شده است که به دلیل کمبود قابل اثبات نمی توان هیچ کدام از آنها را قطعی دانست، بنابراین بحث در این باره همچنان گشوده است

ژولین استیوارد[4] انسان شناس آمریکایی بر آن است که نهادهای اجتماعی و روابط کارکردی آنها بوده اند که هسته تغییر شهری را تشکیل داده اند. هر جامعه ای بنابر نهادهای اجتماعی خود،‌نظامی را به وجود می آورد. به این ترتیب استیوارد مراحل زیر را در شکل گیری تمدن شهری مطرح می کند

1 شکل و گردآوری

2 کشاورزی

در مرحله نیاز به آبیاری و فعالیت های عمرانی ناشی از آن و توزیع آب،‌یک طبقه دیوان سالار را به وجود اورده است که از بطن آن طبقه حاکم زاده شد. اوقات فراغت و کار به این ترتیب به تدریج معنی پیدا می کنند، جمعیت افزایش یافته و رقابت و جنگ میان جماعت ها آغاز می شود. بدین ترتیب انسانها به باور استیوارد وارد دوران تاریکی از هرج و مرج و اغتشاش می شوند که در طول آن قدرت های نظامی شکل گرفته و دولت-شهرها به وجود می ایند.[5]

این نظریه به صورتی دیگر به وسیله کارل ویتفوگل[6] مورخ و چین شناس آلمانی نیز در اثر معروفش استبداد شرقی[7]مطرح شده است. وی ظهور نخستین تمدن های شهری را در مناطقی می داند  که نیازبه آبیاری مصنوعی در ابعاد گسترده در آنها احساس می شده است و این جوامع را «جوامع آبی»[8] می نامد. این نوع از آبیاری نیاز به هماهنگی و مدیریت تمرکز یافته داشت. برای آبیاری مصنوعی، فعالیت های زیادی لازم بود از جمله احداث قنات ها و کانال ها، نگهداری و تعمیر آنها، دفاع از آنها در مقابل حملات دشمن، تقسیم و توزیع آب و; بدین ترتیب اجرای این اقدامات نیاز به قدرت بزرگی داشت که این قدرت ها را به دلیل انحصاری که بر آنها ایجاد می کردند، بدل به استبدادهای شرقی می کرد. این نظریه به صورتی که ویتفوگل مطرح کرده است مورد انتقادات زیادی قرار گرفته است، زیرا برای مثال در بین النهرین گاه نظام های گسترده آبیاری وجود داشتهاند بدون آنکه دولتی به وجود بیاید و بر عکس، در همین منطقه قدمت دولت-شهرها بیش از قدمت نظام های آبیاری است و بنابراین این نظام ها را نمی توان علت اصلی ایجاد دولت-شهرها دانست

رابرت کارنرو[9] درباره شکل گیری دولت-شهرها نظریه افزایش و فشار جمعیتی را مطرح می کند. در این نظریه عنوان می شود که تمدن نخستین بار در سرزمین هایی ظاهر شده است که موانع طبیعی همچون صحراها،‌ آبها و کوه ها آنها را محصور کرده بودند. در این سرزمین ها رشد جمعیت سبب شده است که نیاز به منابع بیشتری به وجود بیاید حال آنکه امکان گسترش سرزمینی برای تأمین چنین منابعی بیشتری به وجود بیاید حال آنکه امکان گسترش سرزمینی برای تأمین چنین منابعی وجود نداشته است. نتیجه آن بوده که نیاز به تراکم کار در تولید کشاورزی و همچنین رقابت درونی و جنگ ها و تنش ها به وجود آمده است. در این جنگ ها،‌ قشر پیروز حاکمیت جوامع انسانی را در دست گرفته و قشر شکست خورده ناچار به تبعیت و فرمانبرداری از گروه نخست شده اند. بدین ترتیب کارنرو قشربندی سلسله مراتبی را قدم نخست در تشکیل دولت-شهرها می داند. کارنرو برعکس با مطالعه بر منطقه ای چون آمازون نشان می دهد که کشتکاران این منطقه به دلیل برخورداری از سرزمینی گسترده نیاز به ایجاد ساختارهای سلسله مراتبی و شکل دادن به شهر-دولت ها نداشته اند[10]

گروهی دیگر از نظریات نیز به ویژه در ارتباط با شهر-دولت ها امریکای میانه و خاورمیانه نزدیک بر وجود بازارهای متمرکز در نقاطی خاص همچون در تئوتیهواکان تأکید کرده اند و بر آن بوده اند که کنترل و مدیریت این بازارها سرمنشأ قدرتی بوده اند که شهرها را  به وجود آورده است[11]

اما بیشترین سهم در نظریه شکل گیری دولت-شهرهای نخستین را باید متعلق به گوردون چایلد[12]باستان شناس استرالیایی دانست[13]. به عقیده چایلد به وجود آمدن تمدن شهری را باید به دلیل پیدایش نوآوری های فناورانه دانست که خود سبب تخصصی شدن فعالیت ها، افزایش تولید و انباشت مازاد تولید شده اند. با به وجود آمدن تخصص های فنی، صنعتگران نمی توانستند تنها از یک خویشاوند تشکیل می دادند و سازمان اجتماعی جدیدی ایجاد می کردند. در حدود 4 هزار سال پیش ازمیلاد، با توسعه آبیاری در کشاورزی، ماهیگیری، دامداری مازاد تولید،‌ امکانی عملی برای افزایش شمار متخصصان فنی به وجود آورد. بازار تولید با توسعه وسایل حمل و نقل از جمله حمل و نقل آبی و چرخ افزایش یافت. استفاده از آبیاری باعث شد که جمعیت در نقاطی خاص (کنار آبها،‌ کانالها و رودخانه ها) متمرکز شود. گوردون چایلد 10 معیار در شکل گیری شهرها مطرح می کند که عبارتند از

1 تمرکز جمعیتی، شهرهای اولیه بین 7 تا 20 هزار نفر جعیت داشتند؛

2 ایجاد تخصص های دائمی و تقسیم کار،‌ کشاورزان،‌ صنعتگران، کارگران حمل و نقل، تجار، صاحب منصبان، روحانیون؛

3 مالیات،‌ عوارض و تمرکز، پرداخت مالیات یا عوارض به معابد، برای یک خدا یا یک شاه که سرمایه لازم برای حمایت مالی از متخصصان را فراهم می کرد؛

4 طبقات اجتماعی، تمام کسانی که در تولید کشاورزی سهمی نداشتند، از مازاد این تولید تغذیه می شدند بدین ترتیب گروهی در رأس جامعه قرار می گیرد و سازماندهی و مدیریت جامعه را به خود اختصاص می دهد؛

5 دین و سازمان دولتی، در شهرنوعی همبستگی میان طبقات اجتماعی به وجود می آید که پایه آن را نمی توان نظام خوشاوندی دانست. این همبستگی نیاز به یک ایدئولوژی وحدت بخش داشت که خود را به صورت نوعی تقدس بروز داد و به نوعی مدیریت سیاسی در قالب دولت انجامید؛

6 معماری عظیم، به وجود آمدن بناهای پرشکوه و عظیم به صورت معابد، زیرگورات ها، کاخ ها و غیره که معمولاً درون خود انبارهای ذخیره مازاد تولید کشاورزی را جای می دادند؛

7 نوشتار، که نظامی بود برای ثبت و مدیریت مازاد تولید و مدیریت بهره برداری از این مازاد. این نظام خود به گروه بزرگی از ابداع های دیگر در حوزه علم دامن زد؛

8 علوم، شکل گرفتن علوم دقیقه نظیر حساب، هندسه، ستاره شناسی، تدوین تقویم های کشاورزی و نظم دادن به تولید را بهبود بخشید و به انسان ها امکان پیشگویی داد؛

9 هنر، گسترش و توسعه هنرها همچون شعر و ادبیات ، نقاشی، موسیقی و مجسمه سازی نیز با بهره برداری از مازاد تولید ممکن شد؛

10 تجارت مواد اولیه، شهرها برای ساخت و سازهای خود نیاز به مواد اولیه ای داشتند که اغلب در محل وجود نداشت و این امر سبب تقویت تجارت و تبدیل شدن آن به یکی از عناصر مهم در شهرها شد

فصل دوم

1     تحول شهری ایران

نزدیکی مفهومی میان شهر با حوزه سیاسی در تمدن ایرانی چهره ای بارز دارد. شهرهای ایرانی، همواره و بیش از هر چیز شهرهایی سیاسی اداری و مراکز قدرتی بوده اند که بر حوزه هایی کمابیش گسترده در اطراف خود ایجاد سلسله می کرده اند.این امر لزوماً به معنای آن نیست که منشأ شهرها همواره سیاسی باشند، بسیاری از شهرهای ایران در دوره های مختلف شهرهایی با منشأ دینی، تجاری یا پیشه وری بوده اند، اما دیر یا زود و اغلب در فاصله ای کوتاه، قدرت سیاسی آنها را زیر سلطه خود درآورده و از آنها نه فقط به مثابه ابزاری در آمدزا، بلکه همچنین به مثابه پایگاه هایی برای تحکیم اقدار دولتی استفاده می کرده است. یکی از پایدار ترین پیوستارهایی که در تاریخ شهرنشینی ایران مشاهده می شود در ارتباط تقریباً مستقیمی است که میان اقتدار قدرت سیاسی (عموماً در قالب حکومت های پادشاهی) از یک سو و رشد و شکوفایی شهرنشینی از سوی دیگر وجود داشته است. هر بار قدرت مرکزی رو به ضعف رفته است، شهرها نیز رو به تخریب گذاشته اند و هر بار قدرت مرکزی رو به ضعف رفته  است، شهرها نیز رو به تخریب گذاشته  اند. و هر بار قدرت مرکزی به دلیل یورش خارجی (حملات مغول یا یورش اعراب) به کلی از میان رفته است، شهرنشینی نیز در دوره هایی نسبتاً طولانی زوال یافته است. دلیل این امر نیازی بودهاست که همواره به دخالت قدرت مرکزی برای تأمین امنیت درونی و بیرونی شهرها،‌به ویژه امنیت راه های طولانی تجاری و در کنار آن ساختن، حفظ و نگهداری نظام های گسترده آبیاری مصنوعی وجود داشته است. در بخش کنونی، روند عمومی شهرنشینی در تاریخ ایران بررسی خواهد شد. این بررسی موجز در پی ارائه تصویری عام و چشم اندازی عمومی از شهر در دوره ای طولانی را دارد که در آن به موضوع عناصر شهری، از جمله عناصر فضایی، خرده فرهنگ ها و غیره پرداختته نمی شود زیرا این عناصر و تحول تاریخی انها در بخش بعدی موضوع بحث ما خواهند بود. با توجه به آنچه گفته شد، تاریخ شهرنشینی در ایران را شاید بتوان به کلان ترین شکل آن به سه دوره تقسیم کرد. هر یک از این دوره ها به نسبت دوره قبلی فاصله زمانی کمتری را در بر می گیرد و تراکم و شتاب بیشتری را در فرایند شهری شدن و افزایش تنوع شهری نشان می دهد که این امر را باید حاصل سرعت گرفتن عمومی فرایند های تغییر فرهنگی در طول دوران های تاریخی انسانی دانست که همچنان ادامه دارد. سه دوره مزبور را می توان چنین تعریف کرد

دوره نخست، از شکل گیری شهرهای نخستین تاسقوط امپراتوری ساسانی، یعنی از هزاره سوم پیش از میلات تا سال 641 میلادی کته در اینجا ما از عنوان شهر باستانی برای آن استفاده خواهیم کرد

دوره دوم،‌ از شکل گیری شهرهای اولیه اسلامی تا پایان دوره قاجار، یعنی از سال 641 تا 1925 میلادی که در اینجا ما از عنوان شهر اسلامی از آن سخن خواهیم گفت

دوره سوم، از شکل گیری دولت پهلوی در سال 1925 تا امروز کته دراینجا با عنوان شهر جدید (خدماتی-صنعتی) به آن اشاره خواهیم کرد

طبعاً این تقسیم بندی که به مصرف تحلیل موضوعی کتاب حاضر و در چارچوب موجز آن مطرح است می توان به صورت های بسیار متفاوت به زیر مجموعه های تاریخی و گونه ای تقسیم شود. این کاری است که به شکلی جزئی در بخش مربوط به گونه شناسی شهرهای ایران در همین فصل انجام گرفته است، اما به طور کلی از چارچوب اهداف کتاب حاضر خارج می شود

شهر باستانی

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
جمعه 95 مرداد 15 , ساعت 5:6 صبح

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

  مقاله بررسی مسأله حضانت اطفال در حقوق مدنی ایران و فرانسه word دارای 110 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله بررسی مسأله حضانت اطفال در حقوق مدنی ایران و فرانسه word   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

 

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله بررسی مسأله حضانت اطفال در حقوق مدنی ایران و فرانسه word

چکیده
فصل اول: کلیات
حضانت در لغت و اصطلاح
معنای حضانت در حقوق ایران و فرانسه
معنای ولایت ابوینی در حقوق فرانسه
ولایت در حضانت طفل و ولایت بر نگهداری اموال او
تعریف علمانی حقوق و فقه امامیه از حضانت
حضانت حق است یا تکلیف والدین؟
حضانت و تعلیم و تربیت در حقوق فرانسه به حق یا تکلیف بودن حضانت
اعراض از حق حضانت
حق تقدم پدر و مادر در حضانت
حضانت طفل در صورت جدایی ابوین یا فوت آنها
موانع یا موارد سقوط حق حضانت

فصل دوم: حضانت فرزند
حضانت فرزند
سن حضانت
سقوط حضانت
شرایط حضانت در قانون مدنی
ضمانت اجرایی قانون حضانت
حضانت فرزند، به عهده پدر یا مادر ؟
بررسی حضانت فرزند توسط مادر
حق حضانت برای مادر
سن و شرایط حضانت فرزند بعد از طلاق
سقوط حضانت
شرایط حضانت در قانون مدنی
ضمانت اجرایی قانون حضانت
درباره شرایط حضانت فرزند چه می دانید؟
مفهوم حضانت
شرایط تغییر حضانت
حضانت فرزندان صغیر که پدرشان فوت کرده
نگهداری و تربیت اطفال
آشنایی با مسائل حقوقی
بررسی قانون حضانت فرزند
حضانت طفل با کیست؟
مصادیق تغییر حضانت
موارد سقوط حق حضانت
هزینه متعارف حضانت چگونه تعیین می شود؟
دادگاه صالح و ترتیب رسیدگی
ضمانت اجرای تخطی از امر حضانت
آیا شیر دادن از لوازم نگهداری است؟
ضمانت اجرای ممانعت از حکم دادگاه
فصل سوم: حقوق اسلامی حضانت (گروهی از دانشجویان ادبیات عرب)
تعریف حضانت
آیا شیر دادن از لوازم نگاهداری است؟
ضمانت اجرای حق تکلیف نگاهداری
تفضیل آراء
روایات
خلاصه کلام
موارد سقوط حق حضانت
فصل چهارم: پیشنهادات و نتیجه گیری
پیشنهادات اصلاحی نگارنده درباره حضانت اطفال و نتیجه گیری
منابع و ماَخذ

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله بررسی مسأله حضانت اطفال در حقوق مدنی ایران و فرانسه word

الف- منابع فارسی
- قران الکریم
- امامی،سید حسن، حقوق مدنی، تهران، کتابفروشی اسلامیه، چاپ پنجم،
- بطحایی،مهدی، تثبیت خانواده(رساله دکتری)، تهران، دانشگاه تهران،
- جعفری لنگرودی، محمد جعفر، ترمینولوژی حقوق، تهران، گنج دانش،
- همو، محشا از قانون مدنی، تهران، انتشارات گنج دانش، چاپ دوم،
- شایگان، علی، حقوق مدنی، تهران، بی نا، چاپ اول،
- شریعتمداری، علی، روان شناسی تربیتی، تهران، بی نا، چاپ اول،
- کاتوزیان، ناصر، مقدمه علم و حقوق، تهران، انتشارات بهنشر، چاپ اول،
- همو، فلسفه حقوق، تهران، انتشارات تهران، چاپ دوم،
- همو، حقوق خانواده، تهران، شرکت بهنشر، چاپ سوم،
- همو، قانون مدنی در نظم کنونی، تهران، نشر دادگستر، چاپ چهارم،
- مدیرنیا، جواد، حضانت کودک، تهران، انتشارات مجد، چاپ اول،
- معلوف،لوئیس، المنجد، تهران، انتشارات پیراسته، چاپ چهارم،
- معین، محمد، فرهنگ فارسی، تهران، انتشارات امیر کبیر، چاپ هشتم،
- موسوی، احمد، “حضانت کودک”، مجله کانون هدایت، انجمن ملی حمایت کودکان،
- نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، بیروت، دارالاحیاء التراث العربی،1418 ه
- کتاب حقوق زنان برابری یا نابرابری، ناشر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگا هها
ب- منابع لاتین
- Carbonnier, Jean, Droit Civil, 5 ed. Paris,
- Martyet, Reynaud, Droit Civil, T.I. 2 Volume, Les Persones, 2ed. PARIS,
- Mazeaud, Henri, Leon et Jean, LEcons de Droit civil. T, T. 2 volume, famike et incapacites, 4ed
- Planiolet, Ripert & Traite, pratique, Driot civil franc, ais, 2 ed.T.T. parsavatier,

 

چکیده

حضانت نگهداری و تربیت طفل است به گونه ای که صحت جسمانی و تربیت وی با توجه به نیازمندیهای حال و آینده او، و وضع و موقعیت والدین طفل تأمین گردد. مسأله حضانت و اولویت هر یک از پدر و مادر برای نگهداری و سرپرستی طفل بیشتر زمانی مطرح می گردد که آنها از هم جدا می شوند، مشهور فقها و به تبع آن قانون مدنی ایران برآنند که مادر برای حضانت فرزند پسر تا 2 سال و برای دختر تا 7 سال شایسته تر است

در حقوق فرانسه نیز حضانت تحت عنوان «ولایت ابوینی» مطرح شده است که علاوه بر سرپرستی کودک، ولایت بر اموال او نیز در بر می گیرد. ظاهراٌ حضانت برای مادر حق  و برای پدر حق و تکلیف است؛ اگر چه نظارت مخالف مخالف نیز در این زمینه وجود دارد. مهمترین مسأله در بحث حضانت، حفظ مصلحت طفل است که مورد نظر قانونگذار بوده است؛ به همین جهت چنان که ابوین شایستگی وشرایط اخلاقی لازم را دارا نباشند، این حق از انها سلب و به فرد شایسته ای که دادگاه معین می کند، اعطا می شود

نگارنده در این مقال بر آن است که بطور موجز به بررسی حقوق و تکالیف والدین در قبال فرزندان از دیدگاه قانون مدنی ایران و فرانسه، بپردازد و در پایان بعضی از مفاد اعلامیه جهانی حقوق کودک را ارزیابی کرده، نتایجی را ارا ئه نماید

حضانت در لغت و اصطلاح

حضانت کلمه ای عربی ود لغت به معنای پروردن است و در اصطلاح عبارت است از نگهداری مادی و معنوی طفل توسط کسانی که قانون مقرر داشته است (لنگرودی،1368،ج1،ش1720)

معانی دیگر همچون«زیر بال گرفتن، در بر گرفتن، در دامان خود پروراندن و پروراندن» نیز برای حضانت ذکر شده است (معین،1371،ج1،ص1360)

وجه تسمیه حضانت برای پروراندن و امر نگهداری طفل این است که «الحضن» در لغت عربی، زیر بغل تا تهیگاه یا سینه یا فاصبه دو بازو را گویند و چون مادر، طفل را در بین بازو و سینه (آغوش) قرار می دهد، گفته می شود که حضانت نموده است (معلوف، 1374، ص139)

معنای حضانت در حقوق ایران و فرانسه

در قانون مدنی ایران و قانون حمایت خانواده کلمه «حضانت» تعریف نشده است. ولی از عنوان باب دوم کتاب هشتم در قانون مدنی ایران که نوشته شده در «نگاهداری و تربیت اطفال» و ذکر کلمه «حضانت» در برخی از مواد مربوط به این باب که در آنها صریحاً به جای عنوان باب به کار رفته است، معلوم می شود که حضانت از نظر قانون مدنی ایران، عبارت است از «نگاهداری و تربیت اطفال» در ماده 12 آیین نامه اجرای قانون حمایت از خانواده مصوب تیرماه 1346 مقرر شده: «میزان نفقه و هزینه حضانت و تربیت اطفال . . .» «حضانت» و «تربیت» را دو امر جداگانه تلقی نموده اند؛ در حالی که در ماده 13 قانون مزبور همانند قانون مدنی، کلمه حضانت به معنای اعم نگاهداری و تربیت طفل به کار رفته است

معنای ولایت ابوینی در حقوق فرانسه

در حقوق فرانسه حضانت طفل تحت عنوان اصطلاح بالا و جزئی از ولایت ابوینی است که در موارد 371 و 387 قانون مدنی فرانسه ذکر شده است، جزئی از آن است؛ زیرا در حقوق مدنی فرانسه امروز معنای ولایت ابوینی، عبارت است از: «مجموعه حقوق و امتیازاتی که قانون برای پدر و مادر شناخته است تا تحت آن بتوانند حقوق و تکالیف خودشان را در قبال شخص طفل صغیر و اموال او انجام دهند» (planiol, 1957,g.1/N.299). و هدف آنها چیزی جز نگهداری و تربیت طفل نیست. با این ترتیب، اصطلاح فوق، به معنای ولایت عام بکار رفته است

ولایت در حضانت طفل و ولایت بر نگهداری اموال او

برای این دو نوع ولایت در قانون مدنی قبل از چهارم زوئن 1970 فرانسه عبارت ولایت در حضانت طفل نیز به کار رفته بود. در این تاریخ با اصطلاحی که در این قسمت از قانون مدنی فرانسه به عمل آمد، عنوان این فصل به ولایت ابوینی تغییر پیدا کرد. و بیشتر چنین به نظر می رسد که حضانت یک تکلیف است تا یک حق شخصی

تعریف علمانی حقوق و فقه امامیه از حضانت

در حقوق ایران برای «حضانت» تعاریف گوناگونی آورده شده که پاره ای از آنها ذکر می شود: «حضانت . . . عبارت است که از نگهداری مادی و معنوی طفل توسط کسانی که قانون مقرر داشته است» و حضانت مختص ابوین و اقربای طفل است و بین اقربا رعایت طبقات ارث نمی شود و عبارت است از حفظ مادی (جسم) و تربیت اخلاقی و معنوی طفل مناسب شؤون (جعفری لنگرودی، 1368، ج1، ش 1720)

دکتر شایگان نیز حضانت را چنین تعریف کرده است که حضانت یا نگهداری اطفال، حق و تکلیفی است که پدر یا مادر نسبت به طفل خود دارند (شایگان، 1339، ج2، ص1699). البته این نیز تعریف حضانت نیست؛ بلکه بیان و ماهیت و طبیعت حقوق آن می باشد. مضافاً که دامنه حقوق و تکالیف والدین نیز در آن مشخص نگردیده است

در فقه شیعه نیز حضانت به این صورت تعریف شده که حضانت به فتح حاء، ولایت بر صغیر و مجنون است و از جهت به سامان آوردن تربیت و آنچه که به تأمین مصالح او مربوط است از حفظ و خوابانیدن وی روی رختخواب، بلند کردن و نظافت و شستشوی او و لباس هایش و بالاخره سرمه کشیدن به چشمان طفل، خوراک، پوشاک و سایر اموری که بدان نیازمند است (نجفی، 1418 هـ، ج 30، ص 348)

حضانت اقتداری است که قانون به منظور نگهداری و تربیت اطفال به پدر و مادر اعطا کرده است (کاتوزیان، 1375، ج2، ص139). این همان مفهوم برگرفته از فقه اسلامی است که متناسب با معنای لغوی نیز می باشد

قانون مدنی ایران و قانون حمایت خانواده، حضانت را تعریف ننموده است و از مواد مربوط و ماده 12 آیین نامه اجرای قانون حمایت خانواده تعریفی به شرح زیر به دست می آید: «حضانت عبارت است از نگهداری و تربیت اطفال به طوری که صحت جسمانی و تربیت وی با توجه به نیازمندی های حال و آینده او و وضع و موقعیت والدین طفل تأمین گردد»

مواد 1168 الی 1179 که مشمول دایره حضانت را ذکر می نماید، فقط از دو چیز سخن گفته اند: «نگاهداری» و «تربیت» پس حضانت یعنی، سرپرستی برای نگاهداری و تربیت. اگر طفل مریض می شود، بهای دارو، نفقه است؛ ولی خوراندن دارو به طفل، حضانت است. پردخت بهای خرید لباس جهت طفل، نفقه است ولی پوشاندن بر تن او، حضانت و از این قبیل. اما هدف حضانت که در تعریف مستنبط ما (صحت جسمانی و تربیت طفل) ابراز شده موضوعی است که از مفهوم مخالف ماده 1173 ق.م استفاده می شود که مقرر داشته «هرگاه در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی پدر یا مادری که طفل تحت حضانت اوست، صحت جسمانی و یا تربیت اخلاقی طفل در معرض خطر باشد، محکمه می تواند به تقاضای اقربای طفل و یا قیم او یا مدعی العموم هر تصمیمی را که برای حضانت طفل مقتضی بداند، اتخاذ کند» ملاحظه می شود که پدر و مادر زمانی از اعمال حق حضانت محروم می شوند که «صحت جسمانی یا تربیت اخلاقی طفل در خطر باشد» بنابراین حضانت نمی تواند هدفی غیر از این دو برای ما تصویر نماید

در ماده 12 آیین نامه قانون حمایت خانواده، توجه به نیازمندی های حال و آینده در تربیت طفل، تصریح شده است

حضانت حق است یا تکلیف والدین؟

اگر به پیروی از اصطلاحات مرسوم، حضانت را مطلقاٌ حق بدانیم، با توجه به مبنی و جوهر حق که عبارت است از«سلطه و اختیاری که حقوق هر کشور به منظور حفظ منافع اشخاص به آنها می دهد»(کاتوزیان،1346،ش195)، در آن صورت والدین در اعمال آن مختارند و تعهدی در قبال طفل و جامعه نخواهند داشت و می توانند تعهد خصوصی درباره آن منعقد کنند و ضمن آن حق خویش را ساقط یا به دیگران انتقال دهند. ولی اگر حضانت را مطلقاٌ حکم قانونگذار یا تکلیف ناشی از این حکم بدانیم با توجه به اینکه«حکم عبارت است از اوامر نواهی قانونگذارکه یا به طور مستقیم کاری را مباح یا واجب و ممنوع می داردیا آثار حقوقی خاص بر اعمال اشخاص بار می کند»(همو)، در آن صورت اولویت والدین در اعمال آن نسبت به دیگران مورد نظر قرار نخواهد گرفت؛ بلکه اولویت در زمره احکام یا قوانین امری قرار می گیرد

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
<   <<   176   177   178   179   180   >>   >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ